سی و یک نما -- یمان معادی با «جدایی نادر از سیمین» به چهرهای جهانی بدل شد. تصویر او روی پوستر فیلمی که در لیست ۱۰۰ فیلم برتر سینما، بالاتر از بسیاری از شاهکارهای هالیوودی ایستاده، اعتباری برای او ساخت که قاعدتاً باید «تعهد» به همراه میآورد؛ تعهد به انتخابهایی که صرفاً برای «بازیگرِ هالیوودی بودن» نباشد. اما نگاهی به حضور او در پروژههای بینالمللی، علامت سؤالهای بزرگی را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
سی و یک نما - پروژههای "حامد عنقا" در سالهای اخیر نشان دادهاند که او رگ خواب مخاطب و البته مسیر میانبر برای دیدهشدن را به خوبی میشناسد. آثار او بیش از آنکه در جستوجوی فرمهای تازهی سریالسازی، سینمایی یا تجربههای ساختاری باشند، بر بستری از سوژههای ملتهب و عبورِ هوشمندانه از خطوط قرمز بنا میشوند؛ فضایی که در آن، جنجال و درام چنان در هم تنیده میشوند که جدا کردنشان ممکن نیست. همین اتمسفرِ پر از تنش و حساسیت، بهترین بستر برای رشد و «چهرهشدن» بازیگران جوانی است که شاید در یک روال عادی، سالها طول میکشید تا نامشان بر سر زبانها بیفتد.
هما گویا -این روزها اگر در میان پلتفرمهای نمایش خانگی گشتی بزنید، با پدیدهای روبهرو میشوید که میتوان آن را «تورمِ حضور» نامید. بازیگرانی که همزمان در دو یا چند سریال در حال پخش حضور دارند؛ از مهدی حسینینیا که همزمان با «گلسنگ» و «بیست و یک»، به تازگی از «برتا» فارغ شده، تا بهآفرید غفاریان که میان «بدنام» و «بیعاطفه» در نوسان است. این حضورِ همزمان، پرسشهای مهمی را درباره ریشههای این اتفاق و بلایی که بر سر جایگاه هنری بازیگر میآورد، ایجاد میکند.
سی و یک نما - «قمارباز»، نخستین ساختهی محسن بهاری، یکی از آثار کنجکاویبرانگیز چهل و چهارمین جشنوارهی پرحاشیهی فیلم فجر بود که توانست نگاه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند. این فیلم پس از مدتها، فرصت تماشای یک بازیِ «تراز اول» و درخشان را پس از مدتها از کوروش تهامی فراهم ساخت؛ حضوری مقتدرانه که به درستی مورد توجه داوران قرار گرفت. در کنار او، آرمین رحیمیان در نقشی مکمل، پارتنری هوشمند نشان داد و شبنم قربانی با تکمیل این «مثلث بازیگری»، اتمسفر دراماتیک فیلم را ارتقا بخشید. همچنین حضور امیر نوروزی، روشان رستمپور و عماد امامی، به غنای تیم بازیگری افزوده است.
سی و یک نما - روی آنتن رفتنِ سریالی از "مهران مدیری" برای مدیران تلویزیون، یک پیروزی بزرگ است و فرق هم نمیکند چی باشد و مخاطب آن کی باشد. فرق نمیکند مردم بپسندند یا نپسندند. فرق نمیکند ضعیف باشد و یا خیلی ضعیف.
سی و یک نما - دو سه روز از این دورهی جشن حافظ میگذرد وما همچنان پرسه میزنیم تا واکنشهای رسانهای، نظر منتقدین و مخاطبین را در فضای مجازی ازاین رویداد قاعدتا هنری/سینمایی در چارچوب آثارسینمایی و تلویزیونی ببینیم!
اما بیشترشبیه مراسم "مت گالا" است و نه جشن سینمای و دنیایی برای تصویر.
سی و یک نما – در یک سریال تلویزیونی استاندارد معمولا قسمت اول نقش مهمی در جذب مخاطب دارد و لزوم این گیرایی و تعلیق مناسب در سریالی که به فصل دوم و یا چندم می رسد بسیار بیشتر است. (شاید از اینجا به بعد این یادداشت نامش "اسپویل" باشد)
سی و یک نما - فیلم با نمایی از دور به خانهای قدیمی نزدیک میشود. نزدیک، نزدیک و نزدیکتر. آنقدر که میتوانیم شکاف و درزهایش را نیز از نزدیک ببینیم و این میزانسن به ما میگوید که این خانه نقشی مهمتر از یک مکان دارد.
پدر که زمانی کارگردانی مشهور بوده پس از مدتها دوباره و بعد از با مرگِ مادر برگشته است. مادری که در گذشته رهایش کرده بود.